|
دلتنگی هایم را دوره می کنم.... تو هنور هستی.نفس می کشی. و من هنوز نمی دانم که چرا و چگونه هستی و حضورت را لمس میکنم.با اینکه نیستی .با اینکه نمی خواهی. درک نمی کنم.نمی فهمم.عجیب گیجم ..و سرد... که تمام قلبم خسته است . مدت ها بود دنبال تو بود و با این حال پریشانم کاش هیچوقت نمی بود و بود و ماند و رفتی.... عجیب بودفاصله میان آمدن ورفتن تو و عجیب تراز آن این انتظار بیچاره است که تمام نمی شود... من هم که تمام شوم انگاراین انتظارنفس میکشدو می ماند.به چه قیمتی؟ چرا؟ اگربرگردی وبگویی بمانم جواب انتظارم راچه کسی میدهد.که پیر شد. که خسته شد.که شکست.که نشست.به پای تو.به پای پاهایی که فرار کردی با آن ها.بگذریم از اشک هایش که خود حکایتی دارد... تو...اما تو...نگاه کنی یا نکنی به پشت سرت... تردید داشته باشی یا نداشته باشی به ماندنت... این انتظار من التماس نمی کند.بلد نیست.یادش ندادم... این کم شدن را.یاد نگرفت این بد شدن را...اما بگو.به من و به این انتظار منتظرم... نگاه تو برد بازی را یا سکوت من؟ برد و باخت مهم بود یا بودن و نبودن؟ آمدن و رفتن که مهم نیست که آمدن با رفتن معنا دارد. چگونه آمدن و رفتن مهم است.چگونه گفتن و رفتن مهم است. تنها آمدن و با کسی رفتن مهم است.... وفاصله میان همین آمدن و رفتن هاست که که می سازد خاطره را و گاهی می سوزاند زندگی را... انگار تو ساختی و من سوختم...فقط یادت نرود با من چه کردی... ولی فقط بگو ،چقدر؟ چقدر باید بگذرد تا من در مرور خاطراتم وقتی از کنار تو رد می شوم تنم نلرزد ، بغضم نگیرد ، اشکم نریزد ... خدایا ...مثل همیشه.... دست من است و دامن تو... تو تنهام نذار...
من ... هنوز یادم نرفته که چقد بارونو دوست داشتی ، انقد که میخواستی اسم دخترتو بارون بذاری هنوز یادم نرفته هلالی رو چقد دوست داشتی ، انقد که بخاطرتو رو وبلاگم نوحه هلالی گذاشتم هنوز یادم نرفته دریاچه مرده رو چقددوست داشتی ،انقد که میگفتی همیشه چاووشی غمگین میخونه هنوز یادم نرفته عاشق آبی بودی،انقد که میخواستی بخاطرش منو به بازار سیاه و دنبال سند بکشونی هنوز یادم نرفته اون شب روی پل نادری کنار کارون با دمپایی توی سرما مثل بچه عر..... هنوز یادم نرفته عاشق چشمای فریبرز بودیو متنفر از قورمه سبزیو زن داییت هنوز خیلی چیزا یادم نرفته ...... تو ... تو چی ؟ اصلآ چیزی یادت مونده ؟ هنوز یادته که میگفتی شاید شدیم کاتولیزر هم هنوز یادته که میگفتی ملای چی؟ اونا رای به نفع خودشون میدن و میگن عزیز دل برادر.. هنوز یادته که میگفتی نذر کردی علی ابن مهزیار ...خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم... هنوز یادته که میگفتی نمیذارم آب تو دلت تکون بخوره ،اما دلم خون شد و تو نبودی... هنوز یادته اون جمعه ، اون جمعه تلخ ... اصلآ میدونی 43 جمعه از اون جمعه گذشته... آره امروزم جمعه اس ، اصلآ یادت موند این جمعه تولد منه ؟ دریغ از یه تبریک .... باشه بذار یادت بره ....ولی دوست دارم بدونی من یادم میمونه ...
نمی شنوم..نمی بینم..و شاید درک هم نمی کنم این جمعه تاچند جمعه بعد را!..اما حس می کنم.لمس می کنم.باور می کنم.لحظه لحظه حضور و بودنت را.کم است.و این کم بودنش غم است ولی همین که هست تو را شکر..حالاکه صدای العطش نزدیک می شود.حالاکه نجوای هل من ناصر رسا تراست از دور.حالا که صدای پای کاروان رسیده است. حالا که کرب و بلا نای نی را درمی آورد.حالا که حسین تنهایی اش را به احساسمان می بخشد.حالا که زینب آماده پیر شدن است. حالا که عباس علقمه را پسندیده و حالا که اسیری در واژه و معنا رنگ می بازد.و حال این حالا ها هنوز که هنوز است تا همیشه به من می فهماند که تو نزدیک تری.نزدیک تر از تمام روزها و دقایقی که حس نکردم حضورت را با اینکه می دانستم هستی..و حالا به من بفهمان کمی ازشنیدنت را در همهمه ی بازار شام.. حالا به من ببخش کمی از بینایی دیده هایت در هنگام تماشای مرگ انسانیت به دست حیوان های انسان نمای کوفه را.. نه!من نه طاقت فهم این دیدن و شنیدن را دارم و نه لیاقتش را.. فقط به من بگو ..تو...تو که می دانی. به من بگو اگر زمان به عقب برگردد و من به آن سال و زمان و مکان. یک نفر به لشکر یزیدیان اضافه می شود یا به لشگر فاتح شهید عاشورا؟ (اللهم عجل لولیک الفرج) و سلام بر حسین ماه زیبای بنی هاشم ببین گشته ام آواره ای خلوت نشین ای امید لحظه های ناگزیر ساقی بی دست دستم را بگیر...
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دنیایی از دردم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی سخت می گریم...
مهربانم ..ای دوست.... به دنبال خدا نگرد .....خدا در بیابان های خالی از انسان نیست ...... خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست ..... خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست .... باور کن آنجا نیست ....به دنبالش نگرد. خدا در نگاه منتظر کسیست که به دنبال خبری از توست. در قلبیست که برای تو می تپد .... درلبخندیست که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد ... خدا آنجاست .......در جمع عزیزترین هایت ... خدا در دستیست که به یاری می گیری ... در قلبیست که شاد می کنی ، در لبخندیست که به لب می نشانی ......... خدا در عطر خوش نان است ، آنجاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی آنجاست که عهد می بندی و عمل می کنی ....... در نگاه پرافتخار مادریست به فرزندش، و در نگاه عاشقانه زنی به همسرش، و در اندیشه کودکی که می پندارد پدرش قهرمانیست در دنیا .... جوانمردهایی که با پای پیاده میروند به جستجوی خدا او را نخواهند یافت ... خدا نزدیکتر از آنست که فکر می کنیم . در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته.... در قلبیست که برای تو می تپد .... در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده..... خدا اینجاست همسفر مهربان من اینجا ....
ای که از تازگی زخم دلم تازه تری یعنی از قصه دلتنگی من باخبری ؟ ای کاش میدانستی مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد هر شب آهسته از آفاق دلم میگذری....
انگارهمین دیروز بود که با شور و شوق تمام درستش می کردم...! اونموقع دانشجو بودم ،دختری پر از شور تحصیل ، پر از شور تجربه ، و پر از شور تولد ... یاد اون روزا بخیر مریم و مرضیه هم کمک کردن اون دوتا شیطونم هر کدوم یه ساز واسه خودش می زد هی پیشنهاد می دادن فلان مطلبو بنویس ، فلان رنگش کن، فلان آهنگو بزار ...و هزارتا مسخره بازی دیگه که فقط پر بود از بوی خوش خنده ها و شادیا ... و چه زودکودک احساس من 5 ساله شد و گل یاس مشکی من چه زود پا به سختی ها گذاشتو خنده هاش کم رنگ شد ... هرچند که دوستای خوب و وفاداری چون شما رو جایگزین شادی هاش کرد گل یاس مشکی من پنجمین تابستون زیبای عمرت مبارک
گفته بودم که بیایی و ببینی گل نرگس پژمرد همه شب غرق سکوتم بی تو ناله ام هیچ به جایی نرسید من پر از افسوسم....
امام منتظر،مولاست مهدی امید مادرش زهراست مهدی(عج) همه عالم فدای تار مویش یقینا عروه الوثقی است مهدی(عج)
عید است ولی بدون او غم داریم عاشق شده ایم و عشق را کم داریم کاش در این روز ظهورش برسد اینگونه هزار عید با هم داریم. ولادت امام زمان بر همه ی مسلمانان جهان مبارک.
|
About![]()
تو با این دل کندن کجا ...رفتی بی من ...هنوووز می شینم به هوای دیدن تو Archivesدی 1390آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مرداد 1389 اردیبهشت 1389 آذر 1388 مرداد 1388 بهمن 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
شکوه ایستادن |